کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گوش-بری | کلماتور
معانی کلمه : گوش بری
تلفظ بین المللی :
/ɡˈuːʃ bˈari/
تلفظ :
[g'u:S b'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
گوش بری کردن
گوش بریدن
گوش بریده
گوش بریدگی
سه گوش بریدن
استخوان بری گوه ای پشتی
استخوان بری گوه باز
استخوان بری گوه بسته
استخوان بُری گوِه ای پشتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
گوش بری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) قطع گوش. || عمل گوش بر. رجوع به گوش بر و گوش بریدن شود.
فرهنگ فارسی
۱ - بریدن گوش قطع گوش. ۲ - بحیله پول و مال از دیگری گرفتن مغبون کردن در معامله .
مترادف و متضاد
shark
(اسم)
متقلب، سگ دریایی، کوسه ماهی، گوش بری
واژه نامه بختیاریکا
چک و چُلمه؛ سُلمه چُلمه
کلمات مرتبط
گوش بری کردن
گوش بریدن
گوش بریده
گوش بریدگی
سه گوش بریدن
استخوان بری گوه ای پشتی
استخوان بری گوه باز
استخوان بری گوه بسته
استخوان بُری گوِه ای پشتی
نظرات