معانی کلمه : گوسو
لغت نامه دهخدا
گوسو. [ گ ُ س ُ ] ( اِخ ) بلوکی از کشور سویس در سن گال که دارای 8300 تن سکنه و گلدوزی و ماشین سازی است.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
چراگاه گاو – اختصاص دادن مزرعه ی پنبه،پس از برداشت محصول ...
/go soo/ چراگاه گاو – اختصاص دادن مزرعه ی پنبه، پس از برداشت محصول برای چراندن گاو
