Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوسفنددار

تلفظ بین المللی : /ɡuːsfˈanddɑr/ تلفظ :‌ [gu:sf'anddAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گوسفندداری
  • گوسفندوار
  • گوسپنددار
  • گوسپندداری
  • گوسفندان صحرایی
  • گوسفندچران
  • اوای ممتد گوسفندان
  • اوای نهیب زدن به گوسفندان
  • اوایی جهت فراخواندن گوسفندان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوسفنددار. [ ف َ ] ( نف مرکب ) که گوسفند دارد و تربیت کند. مالک و صاحب گوسفند. نگهدارنده گوسفند : مردی بود گوسفنددار. ( منتخب قابوسنامه ص 185 ).

فرهنگ عمید

۱. دارندۀ گوسفند.
۲. آن که گلۀ گوسفند دارد و گوسفند پرورش می دهد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه گوسفندان را پرورش دهد مالک و نگهدارند. گوسفند : مردی بود گوسفند دار .

کلمات مرتبط

  • گوسفندداری
  • گوسفندوار
  • گوسپنددار
  • گوسپندداری
  • گوسفندان صحرایی
  • گوسفندچران
  • اوای ممتد گوسفندان
  • اوای نهیب زدن به گوسفندان
  • اوایی جهت فراخواندن گوسفندان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات