Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوزه

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːzeː/ تلفظ :‌ [g'u:ze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گوزه مخ
  • گوزه لنگه
  • تپه ایلانلی گوزه
  • تپه دره گوزه سی
  • تپه ژیژوان گوزه کوره
  • تپه یانوخ گوزه
  • گوی گوزه تپه
  • ویژبیتس گوزه
  • گوزهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) غوزه پنبه. ( جهانگیری ). به وزن و معنی غوزه. جوزق معرب آن. ( رشیدی ). غلاف. غوزه پنبه. و با زای فارسی هم آمده است. ( از برهان ). غوزه پنبه. ( ناظم الاطباء ). گرزپنبه. جوزةالقطن. جوزقه. گوزغه. غوژه : بقای جانش باد ودو چشم حاسد اوبرون کشیده از سر چو پنبه از گوزه.سوزنی ( از جهانگیری و شعوری ج 2 ص 327 ).رجوع به غوزه و گوژه شود. || غلاف وغوزه خشخاش. ( برهان ). غوزه کوکنار. ( از...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - غلاف پنبه گوزغه : بقای جانش باد و دو چشم حاسد او برون کشیده از سر چو پنبه از گوزه . ( سوزنی ) ۲ - غلاف و غوز. خشخاش غوز. کو کنار . ۳ - پیل. ابریشم .

کلمات مرتبط

  • گوزه مخ
  • گوزه لنگه
  • تپه ایلانلی گوزه
  • تپه دره گوزه سی
  • تپه ژیژوان گوزه کوره
  • تپه یانوخ گوزه
  • گوی گوزه تپه
  • ویژبیتس گوزه
  • گوزهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات