Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوز

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːz/ تلفظ :‌ [g'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • گوز اهنگ
  • گوز باختن
  • گوز بازی
  • گوز بازیدن
  • گوز دادن
  • گوز سرو
  • گوز شکسته
  • گوز فروش
  • گوز معلق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

گوز. [ گُزْ ] (ترکی ، اِ) به ضم اول و واو غیرملفوظ و سکون زاء معجمه ، در ترکی چشم را گویند. (غیاث ) :
آن یکی کز ترک بد گفت ای گوزوم
من نمی خواهم عنب خواهم اوزوم .

مولوی .


گوز. [ گ َ وَ ] (اِ) مخفف گوزن است که گاو کوهی باشد. (برهان ) (غیاث ) (آنندراج ) : مگر آمد خبر تعزیت میر کبیرآنکه در جنگ به چنگش ...

فرهنگ عمید

چشم.

گوزن#NAME?

گردو.
⟨ گوز بر گنبد افشاندن: [قدیمی، مجاز] کار عبث و بیهوده کردن: ◻︎ یکی نام‌جوی و دگر شادروز / مرا بخت برگنبد افشاند گوز (فردوسی: ۲/۴۲۲ حاشیه).
⟨ گوز بویا: (زیست‌شناسی) [قدیمی]= جوز ⟨ جوز بویا
⟨ گوز پوده شکستن: [قدیمی]
۱. گردوی بی‌مغز شکستن.
۲. [مجاز] کار بیهوده کردن.

= گوزنچشم.گردو.* گوز بر گنبد افشاندن: [قدیمی، مجاز]...

فرهنگ معین

(گَ) (اِ.) گردو، جوز.

(گُ) (اِ.) چشم ، عین .

(اِ.) باد صداداری که از مخرج انسان خارج می شود، تیز، ضرطه . ؛ ~ چه ربطی به شقیقه دارد کنایه از: دو چیز نامتجانس و نامربوط ، جواب حرف نامربوط . ؛گنده ~ی کردن ادعا کردن ، تفاخر بی اصل و اساس کردن .

(گُ ) (اِ. ) چشم ، عین . (گَ ) (اِ. ) گردو، جوز. (اِ. ) باد صداداری که از مخرج انسان خارج می شود، تیز، ضرطه . ، ~ چه ربطی به شقیقه دارد ...

فرهنگ فارسی

جوز، گردو
( صفت ) خمیده کوژ .
وبه ضم اول و واو غیر ملفوظ و سکون زائ معجمه در ترکی چشم را گویند .

دانشنامه عمومی

گُوْز:govz (بندرعباسی). زنبور درشت به رنگ غالب قهوه ای و دو نوار زردرنگ حلقوی بر روی قسمت انتهایی بدنش. نیش این زنبور از زنبور سوری دردناکتر است و در خاک و روی دیوار لانه می کند. لانۀ بزرگی می سازد به عرض نیم متر و گاهی بیشتر تا ۷۰ سانتی متر. .

گویش اصفهانی

تکیه ای: guz
طاری: guz
طامه ای: guz
طرقی: tiz / guz
کشه ای: guz
نطنزی: guz

گویش بختیاری

چشم.

مترادف و متضاد

باد، تیز، ریح

fart (اسم)
گوز

فرهنگ فارسی ساره

گاز


کلمات مرتبط

  • گوز اهنگ
  • گوز باختن
  • گوز بازی
  • گوز بازیدن
  • گوز دادن
  • گوز سرو
  • گوز شکسته
  • گوز فروش
  • گوز معلق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات