گورکن . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع در 27 هزارگزی شمال ضیأآباد و 11 هزارگزی راه شوسه . در کوهستان واقع و سردسیر است . سکنه ٔ آن 160 تن و آب آن از چشمه است . غلات دیمی و مختصر بنشن و لبنیات دارد. و شغل اهالی زراعت وگله داری و قالی و گلیم و جاجیم و جوراب بافی است . ساکنان از طایفه ٔ چگینی هستند و تغییر مکان نمی کنند. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیا...
فرهنگ عمید
۱. کسی که پیشه اش کندن گور و به خاک سپردن مردگان است. ۲. (اسم ) (زیست شناسی ) پستانداری با بدن پهن و سنگین، پنجه های قوی و تیز، پوزۀ باریک، و موهای خاکستری که در زیر زمین دالان هایی برای پنهان شدن حفر می کند و شب ها برای شکار بیرون می آید، رودک.
فرهنگ معین
(کَ) (ص فا.) قبرکن .
( ~ .) (اِمر.) پستاندار شبگرد نقب زن از تیرة راسوسانان .
۱ - ( صفت ) شخصی که قبر برای میت کند و ازین راه روزی خورد قبر کن : تا چهل روز خاک می کندند در جهان گورکن چنین چندند . ( هفت پیکر ) ۲ - ( اسم ) پستانداری است وحشی از راست. گوشتخواران و از تیر. سموریان که به جث. یک سگ معمولی است . رنگ پشت و پهلو های بدن حیوان سفید و زیر شکمش سیاه است . طرفین صورت نیز دارای نواری سیاهرنگ طولی میباشد . این جانور دالانهای نسبه عمیق و پیچ و خم دار در زمین حفر میکند . گو...
دانشنامه عمومی
گورکن گرازی (Arctonyx) گورکن موش خرما (Melogale) رودک (Meles) گورکن عسل خوار (Mellivora) گورکن آمریکایی (Taxidea)دانشنامهٔ رشدWikipedia contributors, "Badger," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Badger&oldid=198680183گورکَن جانور مهره داری است همه چیزخوار از خانوادهٔ راسویان (Mustelidae). گورکَن ۱۱ گونه مختلف دارد. ساختار آرواره گورکن چنان است که به آن امکا...