Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گورخوان

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːrxɑn/ تلفظ :‌ [g'u:RxAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گورخوانی
  • فرهنگ گورخانی
  • گوراوان
  • گورخان
  • گورخانه
  • گورخانیان
  • گوردوانی
  • گوروان
  • اندیس انومالی گورخون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گورخوان. [ خوا / خا] ( نف مرکب ) مقری. قاری قبرستان. قرآن خوان. کسی که بر سر گور قرآن خواند. ( یادداشت مؤلف ) :
حلوا سه چار صحن شب جمعه چند بار
بهر ریا به خانه هر گورخوان شود.
سعدی.
|| ملقن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. آن که در گورستان بر سر گور مردگان قرآن بخواند: حلوا سه چار صحن شب جمعه چند بار / بهر ریا به خانهٴ هر گورخوان شود (سعدی۳: ۹۵۷ ).
۲. کسی که هنگام دفن مِیّت تلقین بخواند.

فرهنگ معین

(خا ) (ص فا. ) = گورخواننده : ۱ - آن که بر سر قبر قرآن خواند، قاری قرآن بر گور مرده . ۲ - آن که بر سر قبر تلقین میت کند، ملقن .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه بر سر قبر قر آن خواند قاری قر آن بر گور مرده : حلوا سه چار صحن شب جمعه چند بار بهر ریا بخان. هر گور خوان شود . ( سعدی ) ۲ - آنکه بر سر قبر تلقین میت کند ملقن .

کلمات مرتبط

  • گورخوانی
  • فرهنگ گورخانی
  • گوراوان
  • گورخان
  • گورخانه
  • گورخانیان
  • گوردوانی
  • گوروان
  • اندیس انومالی گورخون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات