Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گورانه

تلفظ بین المللی : /ɡuːrˈɑneː/ تلفظ :‌ [gu:R'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • شیر گیرانه
  • فرهنگ گورآهونی
  • قشلاق گوران
  • قلعه گوران
  • گذرانه
  • گرانه
  • گوارنه ری
  • گورآهون
  • گورابه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

گورانه. [ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین واقع در 14 هزارگزی خاور قزوین. جلگه ومعتدل است. سکنه آن 89 تن است. آب آن از قنات و دربهار از رودخانه دیزج تأمین میشود. محصول آن غلات و جالیزکاری و شغل اهالی زراعت و راه آن نیمه شوسه فرعی به قزوین است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین واقع در ۱۴ هزار گزی خاور قزوین .

دانشنامه عمومی

گورانه (به لاتین: Górany) یک روستا در لهستان است که در گمینا کرنکی واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
wiki: گورانه

گویش مازنی

صدای گاو به هنگام حمله ی حیوان وحشی

نوعی نفرین است به معنی:گور به گور شوی

/gooraane/ صدای گاو به هنگام حمله ی حیوان وحشی & نوعی نفرین است به معنی: گور به گور شوی

کلمات مرتبط

  • شیر گیرانه
  • فرهنگ گورآهونی
  • قشلاق گوران
  • قلعه گوران
  • گذرانه
  • گرانه
  • گوارنه ری
  • گورآهون
  • گورابه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات