گوایی دادن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گواهی دادن. اقرار کردن. اعتراف کردن : ز گردنده خورشید تا تیره خاک همان باد و آب آتش تابناک به هستی یزدان گوایی دهندروان تو را آشنایی دهند.فردوسی.فرزند به درگاه فرستاد و همی دادبر بندگی خویش به یک باره گوایی.منوچهری ( دیوان چ 1 ص 83 ).چون یک سخن خطا بگویی بر جهل توآن دهد گوایی.ناصرخسرو.هر کس که برد به بصره خرمابر جهل خود او دهد گوایی.سنایی.دری کو را بود مهر خدایی ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گواهی دادن : ... و گوایی دادند که رسول حق است و خدای راه ننماید گروه ستمکاران را .