Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گهرزا ی

تلفظ بین المللی : /ɡˌaharazˈɑ jˈeː/ تلفظ :‌ [g,ahaRaz'A j'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سریِ یکنواخت هم گرا
  • گرزن یک سویه
  • گرزن یک سویه ای
  • جای خوک یا گراز
  • چماق یا گرز راهزنان
  • دندان گراز یا پیش امده
  • صدای خوک یا گراز
  • عصا یا گرز
  • گراز ادم پرخور یا حریص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گهرزای. [ گ ُ هََ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرزای. آنکه گوهر زاید. گهرزاینده :
ور گهر تاج نابسوده شد از بحر
بحر گهرزای تاجدار بماناد.
خاقانی.
رجوع به گوهرزای شود.

فرهنگ فارسی

( گهرزا ی ) ( صفت ) ۱ - آنچه گوهر زاید آنچه که از آن گوهر بر آید : نگویمت چو زبان آوران رنگ آمیز که ابر مشک فشانی و بحر گوهر زای . ( سعدی ) ۲ - گوهر فروش جواهری . ۳ - سخی کریم . ۴ - هنرمند . ۵ - فصیح و بلیغ . ۶ - عاقل و کامل . ۷ - بزرگ زاده اصیل . ۸ - عادل دادگستر . ۹ - چیزی که از گوهر ساخته شده.

کلمات مرتبط

  • سریِ یکنواخت هم گرا
  • گرزن یک سویه
  • گرزن یک سویه ای
  • جای خوک یا گراز
  • چماق یا گرز راهزنان
  • دندان گراز یا پیش امده
  • صدای خوک یا گراز
  • عصا یا گرز
  • گراز ادم پرخور یا حریص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات