Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گهر جوی

تلفظ بین المللی : /ɡˈohar dʒˈuːj/ تلفظ :‌ [g'ohaR dZ'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جای گیر
  • گهرجوی
  • جایگشت بیت واژگون گر
  • گهرآویز
  • گورجوی رشید
  • گهر
  • گِهر
  • گَهَر
  • گهر ادم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گهرجوی. [ گ ُ هََ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرجوی. جوینده گوهر. آنکه گوهر جوید و دنبال آن رود :
گهرجوی را تیشه بر کان رسید
جگر خوردن دل به پایان رسید.
نظامی.

فرهنگ فارسی

مخفف گوهر جوینده گوهر آنکه گوهر جوید ودنبال آن آورد .

کلمات مرتبط

  • جای گیر
  • گهرجوی
  • جایگشت بیت واژگون گر
  • گهرآویز
  • گورجوی رشید
  • گهر
  • گِهر
  • گَهَر
  • گهر ادم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات