معانی کلمه : گندمیان
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تیر. گندمیان یا غلات یکی از بزرگترین تیره های نباتات تک لپه و شماره جنس های آن متجاوز از ۳۵٠٠ است .
تیرهای از گندمسانان با حدود 700 سرده و 12000 گونه که 20 درصد از پوشش گیاهی زمین را پوشانده است و غالب غلات و بسیاری از علوفهها و همچنین بامبو را شامل میشود و از همین رو، بیشترین اهمیت اقتصادی را برای انسان دارد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
millet (اسم)
ارزن، گندمیان
فرهنگستان زبان و ادب
{Poaceae, Gramineae} [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از گندم سانان با حدود 700 سرده و 12000 گونه که 20 درصد از پوشش گیاهی زمین را پوشانده است و غالب غلات و بسیاری از علوفه ها و همچنین بامبو را شامل می شود و از همین رو، بیشترین اهمیت اقتصادی را برای انسان دارد
