معانی کلمه : گنجان
لغت نامه دهخدا
گنجان . [ گ ُ ] (نف ) صفت فاعلی از گنجیدن .(کلیله و دمنه به نقل بهار در سبک شناسی ج 2 ص 266).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - جا گرفته در چیزی . ۲ - جمع شده گرد آمده . ۳ - راست آمده صادق .

گنجان . [ گ ُ ] (نف ) صفت فاعلی از گنجیدن .(کلیله و دمنه به نقل بهار در سبک شناسی ج 2 ص 266).