معانی کلمه : گنج شایگان
لغت نامه دهخدا
گنج شایگان . [ گ َ ج ِ ی ِ ] (اِخ ) رساله ای است که به زبان پهلوی باقی مانده است . رجوع به خرده اوستا ج 1 ص 38 و مقدمه ٔ پورداود بر اندرز خسرو قبادان ترجمه ٔ محمد مکری شود.
فرهنگ معین
( ~ِ یْ ) (اِمر. ) ۱ - گنج بادآورد. ۲ - گنج بسیار.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کتابی است بفارسی تالیف میرزا طاهر دیباجه نگار منشی میرزا آقاخان صدراعظم و آن شامل ترجمه احوال شعرایی است که صدر اعظم مذکور را مدح گفته اند با بخشی از اشعار آنان .
رساله ایست که به زبان پهلوی باقی مانده است .
رساله ایست که به زبان پهلوی باقی مانده است .
