Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گمره شدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈamreː ʃˈodan/ تلفظ :‌ [g'amRe: S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سودا گره شدن
  • کشتی گره شدن
  • گره شدن
  • گمراه شدن
  • گره سست شدن
  • کار گره شدن یا
  • کار گره شدن یا بودن
  • گمراه شدنی
  • گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گمره شدن. [ گ ُ رَه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیراه شدن. سرگشته و آواره شدن. بی خانمان شدن :
نکوتر نگر تا کجا میروی
که گمره شد آن کو نکو ننگریست.
ناصرخسرو.
بت سیمین تن سنگین دل من
به تو گمره شده مسکین دل من.
نظامی.
چون بترساند تو را آگه شوی
ور نترساند ترا گمره شوی.
مولوی.

فرهنگ فارسی

بیراه شدن سرگشته و آواره شدن .

کلمات مرتبط

  • سودا گره شدن
  • کشتی گره شدن
  • گره شدن
  • گمراه شدن
  • گره سست شدن
  • کار گره شدن یا
  • کار گره شدن یا بودن
  • گمراه شدنی
  • گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات