Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گمانیدن

تلفظ بین المللی : /ɡamˈɑnidˌan/ تلفظ :‌ [gam'Anid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • گلانیدن
  • گماریدن
  • تمر گانیدن
  • گرانیدن
  • گزانیدن
  • گسانیدن
  • راغب گردانیدن
  • رام گردانیدن
  • رخ گردانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گمانیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) گمان کردن. اعتقاد داشتن. اندیشیدن. باور کردن :
سپاهی که سگسار خوانندشان
پلنگان جنگی گمانندشان.
فردوسی.
همانا گماند که من کودکم
به دانش چنانچون بسال اندکم.
اسدی.
نبایدکه بدپیشه باشدت دوست
که هر کس چنانت گماند که اوست.
اسدی.

فرهنگ عمید

۱. گمان کردن.
۲. اندیشیدن.
۳. خیال کردن.

فرهنگ معین

(گُ دَ ) (مص م . ) اندیشیدن ، خیال کردن .

کلمات مرتبط

  • گلانیدن
  • گماریدن
  • تمر گانیدن
  • گرانیدن
  • گزانیدن
  • گسانیدن
  • راغب گردانیدن
  • رام گردانیدن
  • رخ گردانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات