گمان . [ گ ُ ] (اِ)نوعی جوهر. نوعی لؤلؤ. جمان : گفته شده در جمان اینکه فارسی معرب شده است . اگر چنین باشد او را از گمان باید دانست و ظن این است که او یا لؤلؤ است یا مشبه به لؤلؤ و بیشتر متمایل به این است که معمولاً از نقره است و کمتر شباهت به لؤلؤ دارد و بیشتر متمایل به اشباه آن میباشد. (الجماهر بیرونی ص 113)....
(گُ یا گَ ) (اِ. ) ۱ - ظن ، وهم . ۲ - رأی ، اندیشه .
فرهنگ فارسی
ظن، حدس، خیال، وهم، رای، اندیشه، فرض، گمانه هم گفته شده( اسم ) ۱ - اندیشه ای که از روی یقین نباشد ظن مقابل یقین : بمجرد گمان ... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن ... تیشه بر پای خود زدن است . ۲ - تخمین حدس : چنان بد که در کوه چین آن زمان دد و دام بودی فزون از گمان . ۴ - خواب و خیال : بسان گمان بود روز جوانی قراری نبوده است هرگز گمان را . ( ناصر خسرو ) یا به گمان شناختن . تفرس کردن . یا در گمان افتادن...
دانشنامه عمومی
گمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گمان (روستا)گمان (زنجان)wiki: بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.این روستا در دهستان تهم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: گمان (زنجان)...