Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلیگر

تلفظ بین المللی : /ɡolˈiɡar/ تلفظ :‌ [gol'igaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گلیگری کردن
  • کیرو گلیگروف
  • گلیگرد
  • کمانی گِلگیر
  • گلگیر
  • گلیار
  • گلیسرل
  • گلیسرین
  • گِلگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گلیگر. [ گ ِ گ َ ] ( ص مرکب ) ( از: گل ( بکسر اول ) + ی [ واسطه ] + گر، پسوند شغل ). ( فرهنگ رشیدی ) ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). گلگارو بنا. ( برهان ). گلکار. ( فرهنگ رشیدی ) : زمانه هست به دولتسرای تو معمارچو آفتاب و مهش صد گلیگر و مزدور.اخسیکتی ( از آنندراج ).طَیّان. راز : خره بود که از بهر نگارگر و گلیگر بزنند تا بر آن جای ایستد. ( فرهنگ اسدی چ اقبال ص 417 )....

فرهنگ عمید

۱. گِل کار، بنّا.
۲. کارگری که در کارهای ساختمانی کار می کند.

فرهنگ فارسی

گلکار، بنا، کارگری که درکارهای ساختمانی کارمیکند
( صفت ) ۱ - گلکار : زمانه هست بدولت سرای تو معمار چو آفتاب و مهش صد گلیگر و مزدور . ( اثیر اخسیکتی ) ۲ - بنا : در حال بفرمود تا استادان گلیگر سه کوچه بسنگ و گچ بر آوردند .

کلمات مرتبط

  • گلیگری کردن
  • کیرو گلیگروف
  • گلیگرد
  • کمانی گِلگیر
  • گلگیر
  • گلیار
  • گلیسرل
  • گلیسرین
  • گِلگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات