معانی کلمه : گلیگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گِل کار، بنّا.
۲. کارگری که در کارهای ساختمانی کار می کند.
۲. کارگری که در کارهای ساختمانی کار می کند.
فرهنگ فارسی
گلکار، بنا، کارگری که درکارهای ساختمانی کارمیکند
( صفت ) ۱ - گلکار : زمانه هست بدولت سرای تو معمار چو آفتاب و مهش صد گلیگر و مزدور . ( اثیر اخسیکتی ) ۲ - بنا : در حال بفرمود تا استادان گلیگر سه کوچه بسنگ و گچ بر آوردند .
( صفت ) ۱ - گلکار : زمانه هست بدولت سرای تو معمار چو آفتاب و مهش صد گلیگر و مزدور . ( اثیر اخسیکتی ) ۲ - بنا : در حال بفرمود تا استادان گلیگر سه کوچه بسنگ و گچ بر آوردند .
