Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلکار

تلفظ بین المللی : /ɡˈolkɑr/ تلفظ :‌ [g'olkAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • گلکار علی
  • ابتین گلکار
  • باغچه گلکاری
  • وابسته به باغبانی و گلکاری
  • وابسته به گلکاری
  • گلکاری
  • گلکاری کردن
  • قدیر گلکاریان
  • باغ گلباران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گلکار.[ گ ِ ] ( ص مرکب ) بنا و معمار. ( آنندراج ). طیان. ( ملخص اللغات ). راز. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). گل گر. دیوارگر. چینه کش. پاخیره زن. آنکه کار گل کند : تن خاکی است گل از گریه بسیار مراآه اگر دست نگیرد بت گلکار مرا.سیفی ( از آنندراج ).چو مرگم رسد ساقیا روز ابربده خشت خم را به گلکار قبر.ملاطغرا ( از آنندراج )....

فرهنگ عمید

۱. کسی که کارش کاشتن گل است؛ باغبان.
۲. [قدیمی] رنگرز.

۱. کارگری که در کارهای ساختمانی کار می‌کند.
۲. بنا؛ والادگر؛ گِل‌گرو.

۱. کسی که کارش کاشتن گل است، باغبان.
۲. [قدیمی] رنگرز.
۱. کارگری که در کارهای ساختمانی کار می کند.
۲. بنا، والادگر، گِل گرو.

فرهنگ معین

(گُ) (ص شغ .) آن که گل در باغ ها و باغچه ها می کارد.

(گِ) (ص شغ .) آن که در کارهای ساختمانی کار گِل کاری و درست کردن گِل بااوست .

(گُ ) (ص شغ . ) آن که گل در باغ ها و باغچه ها می کارد.
(گِ ) (ص شغ . ) آن که در کارهای ساختمانی کار گِل کاری و درست کردن گِل بااوست .

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه گل در باغها و باغچه ها کارد : کامران میرزا نایب السلطنه .. را گلکاریست اروپی نژاد ...

دانشنامه عمومی

گلکار (اندونزیایی: Partai Golongan Karya) حزبی در اندونزی است.گلکار از ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۹ در دوره رئیس جمهور سوهارتو ' (۱۹۶۶–۹۸) و رئیس جمهور یوسف حبیبی (۱۹۹۸–۹۹) حزب حاکم بود. متعاقباً بخشی از ائتلاف حاکم در دوره رییسان جمهور عبدالرحمن وحید، مگاواتی سوکارنوپوتری و سوسیلو بامبانگ یودهویونو بود. با انتخاب رئیس جمهور جوکو ویدودو از حزب تقلای دمکراتیک اندونزی در ۲۰۱۴, گلکار در ابتدا به ائتلاف اپوزیسیون به ...

گویش مازنی

گل مالی کردن کف اتاق های قدیمی جهت پیشگیری از برخاستن غبار ...

/gelkaar/ گل مالی کردن کف اتاق های قدیمی جهت پیشگیری از برخاستن غبار

فرهنگ اسم ها

اسم: گلکار (پسر) (فارسی) (گل) (تلفظ: gol-kar) (فارسی: گُلکار) (انگلیسی: gol-kar)
معنی: پرورنده گل، باغبان

مترادف و متضاد

بنا، گلغر

floriculturist (اسم)
گلکار، گل پرور

florist (اسم)
گلکار، گل فروش

کلمات مرتبط

  • گلکار علی
  • ابتین گلکار
  • باغچه گلکاری
  • وابسته به باغبانی و گلکاری
  • وابسته به گلکاری
  • گلکاری
  • گلکاری کردن
  • قدیر گلکاریان
  • باغ گلباران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات