معانی کلمه : گلک
لغت نامه دهخدا
گلک . [ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه . سکنه ٔ آن 26 تن است . در تابستان ایل بغدادی شاهسون به کوههای این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فرهنگ عمید
۱. [مصغرِ گل] (زیست شناسی ) = گُل۱
۲. (زیست شناسی ) گیاهی با برگ هایی به شکل پولک های باریک و بی رنگ و ساقۀ سبز که بیشتر در کشتزارها می روید و انگل گیاه های دیگر مخصوصاً یونجه و خیار می شود، گل جالیز.
۳. [مجاز] سخنی که به طعنه و کنایه بگویند، طعنه، سرزنش.
۲. (زیست شناسی ) گیاهی با برگ هایی به شکل پولک های باریک و بی رنگ و ساقۀ سبز که بیشتر در کشتزارها می روید و انگل گیاه های دیگر مخصوصاً یونجه و خیار می شود، گل جالیز.
۳. [مجاز] سخنی که به طعنه و کنایه بگویند، طعنه، سرزنش.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گلک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گلک (ایرانشهر)
گلک (چناران)
گلک (ایرانشهر)
گلک (چناران)
wiki: سرده از تیره نعناعیان است.
wiki: گلک (سرده)
گویش مازنی
طایفه ای در منطقه ی سوادکوه
به معنی بسیار که در مقام اغراق و مبالغه بکار رود
۱گیلکگیل کوچک که مراد مردم ساکن در منتهی الیه شرق گیلان ...
فرهنگ اسم ها
اسم: گلک (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: golak) (فارسی: گُلَک) (انگلیسی: golak)
معنی: گل کوچک
معنی: گل کوچک
واژه نامه بختیاریکا
از گونه ی گیاهان؛ گیلک
