Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلویه

تلفظ بین المللی : /ɡalˈuje/ تلفظ :‌ [gal'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • دُش زایی گلوی زهدانی
  • زبر گلوید
  • ضخامت گلویی مؤثر
  • عمق گلویی
  • کمان گلوله
  • گلایه
  • گلوجه
  • گلوجه اسلام
  • گلوجه حسن بیگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گلویه. [ گ َ ی َ / ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گوده ٔبخش بستک شهرستان لار که در 30000گزی شمال بستک در دامنه کوه بناب واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه آن 110 تن است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات ، خرما و مختصر سبزیجات است. شغل اهالی زراعت وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گوده بخش بستک شهرستان لار

واژه نامه بختیاریکا

توشگِلی

کلمات مرتبط

  • دُش زایی گلوی زهدانی
  • زبر گلوید
  • ضخامت گلویی مؤثر
  • عمق گلویی
  • کمان گلوله
  • گلایه
  • گلوجه
  • گلوجه اسلام
  • گلوجه حسن بیگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات