Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلوند

تلفظ بین المللی : /ɡˈolvand/ تلفظ :‌ [g'olvand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • قنات گلوند بیرجند
  • سیاه گلوندان
  • زبر گلوید
  • گتوند
  • گرونده
  • گوندار
  • گونده
  • گونده بو
  • گونده مار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گلوند. [ گ َل ْ وَ ] (اِخ ) نام کوهی است . (برهان ) (آنندراج ).

گلوند. [ گ َل ْ وَ ] (اِ)مرسله را گویند یعنی هر چیز که بطریق تحفه و هدیه بجایی فرستند. || چیزی باشد که آنرا مانند گلوبند از جوز و انجیر سازند و بجایی فرستند. آنرا گلونده نیز گویند. (از برهان ) (آنندراج ) : خواجه ٔ ما، ز بهر گنده پسرساخت از خایه ٔ شتر، گلوند.طیان .تحفه ٔ دوستانت را گردون از مه ...

فرهنگ عمید

۱. آنچه به رَسم تحفه و هدیه به جایی بفرستند.
۲. چیزهای خوردنی از قبیل انجیر و مغز گردو و امثال آن ها که به نخ کشیده باشند: خواجهٴ ما ز بهر گنده پسر / کرد از خایهٴ شتر گلوند (طیان: شاعران بی دیوان: ۳۱۴ ).

فرهنگ معین

(گَ وَ ) (اِمر. ) ۱ - گلوبند. ۲ - هر چیز که به طریق تحفه و هدیه به کسی فرستند، مرسله . ۳ - گلوبند مانندی از گردو و انجیر که آن را به هدیه فرستند.

کلمات مرتبط

  • قنات گلوند بیرجند
  • سیاه گلوندان
  • زبر گلوید
  • گتوند
  • گرونده
  • گوندار
  • گونده
  • گونده بو
  • گونده مار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات