معانی کلمه : گلستانه
لغت نامه دهخدا
گلستانه . [ گ ُ ل ِ ن َ ] (اِخ ) قلعه ای است از مضافات مشهد مقدس که تمام سکنه آنجا سادات عالی مقام ذوی الاحترام بوده اند. (مجمل التواریخ گلستانه ).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golestāne) (گلستان + ه/e-/ (پسوند نسبت)) ، منسوب به گلستان ، ← گلستان .
اسم: گلستانه (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: golestāne) (فارسی: گلستانه) (انگلیسی: golestane)
معنی: باغ، بوستان، ( گلستان، ه/e، / ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گلستان، ( گلستان + ه/e، نام روستایی در نزدیکی کاشان
معنی: باغ، بوستان، ( گلستان، ه/e، / ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گلستان، ( گلستان + ه/e، نام روستایی در نزدیکی کاشان
