معانی کلمه : گلبانگ
لغت نامه دهخدا
گلبانگ . [ گ ُ ] (اِخ ) نام شهری است خرد از تبت با لشکر و مردمانی جنگی و با سلاح بسیار. (حدود العالم ).
فرهنگ عمید
بانگ بلند؛ آواز رسا؛ گلبام.
〈 گلبانگ مسلمانی: [مجاز] اذان؛ بانگ اذانگو.
〈 گلبانگ بر قدم زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] بهشتاب رفتن.
بانگ بلند، آواز رسا، گلبام.
* گلبانگ مسلمانی: [مجاز] اذان، بانگ اذان گو.
* گلبانگ بر قدم زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] به شتاب رفتن.
* گلبانگ مسلمانی: [مجاز] اذان، بانگ اذان گو.
* گلبانگ بر قدم زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] به شتاب رفتن.
فرهنگ معین
( ~ . ) (اِمر. ) ۱ - آواز بلند. ۲ - نام لحنی از لحن های موسیقی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: gol bāng) (در قدیم) (به مجاز) آواز خوش و بلند از حنجرهی انسان یا از آلات موسیقی ؛ (درتصوف) ابیاتی که صوفیان در سماع میخواندند .
مترادف و متضاد
گلبام
ترانه، نغمه
۱. گلبام
۲. ترانه، نغمه
