کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : گلالیوه
تلفظ بین المللی :
/ɡalˈɑlivˌeː/
تلفظ :
[gal'Aliv,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کلالیوه
گالیله
گلالتو
گلاله
گلالی
گلاوه
گلایه
گلایول
نسبیت گالیله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گلالیوه. [ گ َ لی وَ / وِ ] ( ص ) ابله. احمق. کالیوه. کالیو. ( شعوری ج 2 ورق 306 ). ظاهراً «کالیوه » و رجوع به گلالتو شود.
فرهنگ فارسی
ابله احمق کالیوه کالیو .
کلمات مرتبط
کلالیوه
گالیله
گلالتو
گلاله
گلالی
گلاوه
گلایه
گلایول
نسبیت گالیله
نظرات