Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلابی

تلفظ بین المللی : /ɡolˈɑbi/ تلفظ :‌ [gol'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • گلابی شکل
  • گلابی ژاپونی
  • گلابی بی کرک
  • گلابی سیدمهدی
  • گلابی اروپایی
  • گلابی اسیایی
  • گلابی ایبری
  • گلابی برفی
  • گلابی برگ بادامی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گلابی . [ گ ُ ] (اِخ ) چشمه ... از بلوکات داراب و سرچشمه رود شاهیجان است . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 199).

گلابی . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طرهان بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در 48هزارگزی باختر کوهدشت و 48هزارگزی باختر اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت . هوای آن معتدل و دارای 120 تن سکنه است . آب آن از چ...

فرهنگ عمید

میوۀ آبدار، شیرین و مخروطی شکل به اندازۀ سیب، امرود، مرود.

فرهنگ معین

(گُ ) (اِ. ) ۱ - از جمله میوه هایی که دانه های آن لعاب بسیار دارد و تقریباً به شکل بیضی است . ۲ - وسیله ای بیضی شکل که مانند توپ از باد پُر می شود و از آن در ورزش مشت زنی استفاده می کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

گلابی (pear)(یا: امرود) میوه خوراکی، گوشتی، و آبدار درخت گلابی۱، متعلق به تیرۀ گل سرخیان۲، بومی مناطق معتدل اروپا و آسیا. گل های سفید آن در قسمت بالا به میوه هایی با پوست سبز متمایل به زرد و قهوه ای تبدیل می شوند که با امتداد به طرف ساقه باریک می شوند. درخت گلابی را برای استفاده از میوه اش می کارند. میوۀ آن تازه یا کنسرو شده مصرف می شود. از عصارۀ آن شرابی با نام پری۳ به دست می آید. واریته های پرور...

فرهنگ فارسی

میوه ایاست سبزرنگ و آبدارومخروطی شکل باندازه سیب، درخت آن نیزشبیه بدرخت سیب( اسم ) ۱ - درختی است از تیر. گل سرخیان و از دست. سیبیها که دارای برگهای ساده و کامل و بیضوی شکل است . گل آذینش دیهیم است.میوه اش بر خلاف سیب کروی نیست بلکه دراز گردن و تقریبا بشکل نوعی حجم بیضوی است بطوری که طرف متصل بدم گل باریکتر و طرف مقابلش حجیم تر است . میو. این درخت شکلی را بوجود میاورد که بنام گلابی شکل معروف است . ...

دانشنامه عمومی

گُلابی (فارسی شرقی: ناک که در گذشته به آن اَمرود، اَرمود، نیز گفته می شد) درختی است گلدار از رده دولپه ای ها، از خانواده گلسرخیان و از زیر خانواده مالیده(Maloideae) می باشد.در این جنس حدود۸۰۰ گونه وجود دارد که بعضی از گونه های معروف شامل communis, persica, pyrifolia, syriaca و ussuriensis وجود دارد. گلابی معمولی یا گلابی اروپاییاز گونه communis می باشد که میوه های آبدار با دانه های سنگی دارد و اغل...

اصطلاحات

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> گلابی
تنبل، ببو و پخمه. مثال: برو بابا گلابی

گویش اصفهانی

تکیه ای: golovi
طاری: golovi
طامه ای: golovi
طرقی: golovi
کشه ای: golovi
نطنزی: golovi

مترادف و متضاد

امرود، مرو، مرود

pear (اسم)
امرود، گلابی

کلمات مرتبط

  • گلابی شکل
  • گلابی ژاپونی
  • گلابی بی کرک
  • گلابی سیدمهدی
  • گلابی اروپایی
  • گلابی اسیایی
  • گلابی ایبری
  • گلابی برفی
  • گلابی برگ بادامی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات