معانی کلمه : گلابتون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گل های برجسته که با رشته های نقره یا طلا در روی پارچه می دوزند.
۲. نخ های زرین یا سیمین که در گلابتون دوزی به کار می رود.
۲. نخ های زرین یا سیمین که در گلابتون دوزی به کار می رود.
فرهنگ معین
(گُ بَ ) (اِ. ) گل های برجسته که با رشته های طلا یا نقره روی پارچه می دوزند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گلهای برجسته که بارشته های نقره یاطلادرروی پارچه میدوزند
( اسم ) ۱ - طلایی باشد که از حدیده کشیده بهیات ریسمانهای باریک ساخته باشند رشت. باریک زر و سیم . ۲ - نخهای ابریشمی زرین و سیمین .
( اسم ) ۱ - طلایی باشد که از حدیده کشیده بهیات ریسمانهای باریک ساخته باشند رشت. باریک زر و سیم . ۲ - نخهای ابریشمی زرین و سیمین .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golābe(a)tun) (در صنایع دستی) رشتههای نازک طلا و نقره (امروزه اغلب اکلیلی به رنگ طلا یا نقره) که همراه تارهای ابریشم در زری بافی به کار میرود ؛ گلهای برجسته از رشتههای طلا و نقره که روی پارچه میدوزند ؛ ابریشم بافتهای به رنگ مو همراه با منگوله که به دنبالهی گیس میبندند.
