Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلابتون

تلفظ بین المللی : /ɡˌolɑbˈetun/ تلفظ :‌ [g,olAb'etun]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • گلابتون دوزی
  • گلابتون دوزی کردن
  • گیس گلابتون
  • یحیی و گلابتون
  • گلابوند
  • اچ ام اس گلاتون
  • گلابوندان سفلی
  • گلابوندان علیا
  • گلاستونبری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گلابتون. [ گ ُ ] ( اِ ) ابریشم غاژکرده و به صورت پنبه محلوج درآمده. ( یادداشت به خط مؤلف ). رشته زر و سیم. ( ناظم الاطباء ): و کیف جیب به ریسمان زر رشته که آنرا گلابتون نیز خوانند. ( دیوان نظام قاری ص 155 ). طلایی باشدکه از حدیده کشیده به هیأت ریسمانهای باریک ساخته باشند و آنرا اکنون در ایران گلابتون گویند. ( حاشیه چهارمقاله چ معین ص 35 از یادداشتهای محمد قزوینی ).- امثال :یک پسر کاکل زری و یک د...

فرهنگ عمید

۱. گل های برجسته که با رشته های نقره یا طلا در روی پارچه می دوزند.
۲. نخ های زرین یا سیمین که در گلابتون دوزی به کار می رود.

فرهنگ معین

(گُ بَ ) (اِ. ) گل های برجسته که با رشته های طلا یا نقره روی پارچه می دوزند.

دانشنامه آزاد فارسی

در فرش یا دیگر بافته ها، تار یا پود ابریشم که رشتۀ نازکی از طلا یا نقره به دور آن پیچیده شده است. در یکی از انواع زری بافی و در گلدوزی روی پارچه ها به خصوص پوشش قبرها و نیز فرش های گران بهای دورۀ صفوی و پس از آن استفاده شده است.wikijoo: گلابتون...

فرهنگ فارسی

گلهای برجسته که بارشته های نقره یاطلادرروی پارچه میدوزند
( اسم ) ۱ - طلایی باشد که از حدیده کشیده بهیات ریسمانهای باریک ساخته باشند رشت. باریک زر و سیم . ۲ - نخهای ابریشمی زرین و سیمین .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: golābe(a)tun) (در صنایع دستی) رشته‌های نازک طلا و نقره (امروزه اغلب اکلیلی به رنگ طلا یا نقره) که همراه تارهای ابریشم در زری بافی به کار می‌رود ؛ گل‌های برجسته از رشته‌های طلا و نقره که روی پارچه می‌دوزند ؛ ابریشم بافته‌ای به رنگ مو همراه با منگوله که به دنباله‌ی گیس می‌بندند.

اسم: گلابتون (دختر) (فارسی) (تلفظ: golābe (a) tun) (فارسی: گلابتون) (انگلیسی: golabetun) معنی: نقش برجسته با...

مترادف و متضاد

braid (اسم)نوار، حاشیه، گلابتون، قیطان، خیطgalloon (اسم)گلابتون، یراقpurl (اسم)حاشیه، گلابتون، زری، فش، سرمه، کوک برجسته و قلابی، زمزمه آب، صدای شرشر، مشروب مالت، ابجو دارای ادویه معطر، حلقه دود یا بخار...

کلمات مرتبط

  • گلابتون دوزی
  • گلابتون دوزی کردن
  • گیس گلابتون
  • یحیی و گلابتون
  • گلابوند
  • اچ ام اس گلاتون
  • گلابوندان سفلی
  • گلابوندان علیا
  • گلاستونبری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات