معانی کلمه : گل مژه
لغت نامه دهخدا
گل مژه. [ گ ُ م ُ ژَ / ژِ ]( اِ مرکب ) دانه یا جوشی که در پلک چشم بوجود آید.
فرهنگ عمید
دانه یا کورکی که به علت مالیدن دست یا دستمال آلوده در پلک چشم در پای مژه پیدا می شود، آژخ.
فرهنگ معین
(گُ. مُ ژِ ) (اِمر. ) دانه یا جوشی که در پلک چشم به وجود آید.
دانشنامه آزاد فارسی
گُل مژه (stye)
عفونت باکتریایی غده های قاعدۀ مژه ها. این حالت موجب التهاب و ایجاد چرک می شود.
عفونت باکتریایی غده های قاعدۀ مژه ها. این حالت موجب التهاب و ایجاد چرک می شود.
wikijoo: گل_مژه
فرهنگ فارسی
التهاب حاد غدّههای چربی در قاعدۀ مژه به علت عفونت باکتریایی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
sty (اسم)
گل مژه، جای خوک یا گراز، طویله خوک، سنده سلام
stye (اسم)
گل مژه، سنده سلام
واژه نامه بختیاریکا
گیونه ( گیوینک )
فرهنگستان زبان و ادب
{hordeolum, stye} [پزشکی] التهاب حاد غدّه های چربی در قاعدۀ مژه به علت عفونت باکتریایی
