معانی کلمه : گل سرخی
لغت نامه دهخدا
گل سرخی . [ گ ُ س ُ ] (ص نسبی مرکب ) به رنگ گل سرخ . به رنگ سوری . منقوش به نقوش گل سرخی .
گل سرخی . [ گ ُ س ُ ] (ص نسبی مرکب ) نام قسمی از تراش الماس که با آن تراش رأس الماس به شکل هرم و دارای سطوح مثلث میگردد .
فرهنگ عمید
۱. به رنگ گل سرخ.
۲. دارای نقشی شبیه گل سرخ.
۳. نوعی تراش الماس به شکل هرم و دارای سطوح مثلث.
۲. دارای نقشی شبیه گل سرخ.
۳. نوعی تراش الماس به شکل هرم و دارای سطوح مثلث.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گل سرخی (ممسنی)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بکش یک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۳ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان بکش یک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۳ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
wiki: گل سرخی
