معانی کلمه : گفتار کردن
لغت نامه دهخدا
گفتار کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحبت کردن. حرف زدن. سخن راندن :
سرو بلند بین که چه رفتار میکند
شوخ شکردهن که چه گفتار میکند.سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی
طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی.
سرو بلند بین که چه رفتار میکند
شوخ شکردهن که چه گفتار میکند.سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی
طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخن گفتن صحبت کردن : سرو بلند بین که چه رفتار میکند . شوخ شکر دهن که چه گفتار میکند . ( خواتیم سعدی )
