Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشنی کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈoʃni kˈardan/ تلفظ :‌ [g'oSni k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گشن کردن
  • گشنی
  • گشنی داده
  • صادق گشنی
  • ره گشای
  • روغن گشنیز
  • ساری گونی
  • شادی گشای
  • زود گشای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گشنی کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جفت شدن. نزدیکی کردن. بر ماده برشدن : حائض ؛ ناقه ای که نر بر وی گشنی نتواند کرد از تنگی اندامش. ( السامی فی الاسامی ). استخلاط؛ گشنی کردن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جفت شدن نزدیکی کردن : و لوطیان از یکدیگر آویخته باشند همچنانکه سگ از ماده آویزد چون گشنی کنند از یکدیگر باز نتوان شد بدان بشناسند که ایشان لوطیان اند .

کلمات مرتبط

  • گشن کردن
  • گشنی
  • گشنی داده
  • صادق گشنی
  • ره گشای
  • روغن گشنیز
  • ساری گونی
  • شادی گشای
  • زود گشای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات