Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشنگان

تلفظ بین المللی : /ɡoʃnˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [goSn'egAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گنگان
  • گشنکان
  • گشنیان
  • گشیگان
  • چیل گنگان
  • شهرستان گونگان
  • گانگانگر
  • گمینا گونگانز
  • گونگان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گشنگان. [ گ ِ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد، واقع در 35هزارگزی شمال باختری بروجن متصل به راه بروجن به شلمزار. هوای آن معتدل و دارای 958 تن سکنه است. آب آن ازرودخانه و چشمه و محصول آن غلات ، برنج و حبوبات است.شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیبافی است. راه ماشین رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهر کرد واقع در ۳۵ کیلومتری شمال باختر بروجن دامنه و معتدل دارای ۹۵۸ تن سکنه محصول غله برنج بنشن صنعت دستی قالی بافی .

کلمات مرتبط

  • گنگان
  • گشنکان
  • گشنیان
  • گشیگان
  • چیل گنگان
  • شهرستان گونگان
  • گانگانگر
  • گمینا گونگانز
  • گونگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات