معانی کلمه : گشسب بانو
لغت نامه دهخدا
گشسب بانو. [ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) نام دختر رستم ،زن گیو : و سیستان و خانه دستان و رستم همچنانکه اول بود باز فرمود کردن وزال را به خانه بازفرستاد با دخترانش زربانو و گشسب بانو. ( مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به گشسب شود.
فرهنگ فارسی
دختر رستم و زن گیو ( داستان ) .
