معانی کلمه : گشتاور
لغت نامه دهخدا
گشتاور. [ گ َ وَ ]( اِ مرکب ) عزم در اصطلاح مکانیک. ( فرهنگستان ص 72 ).
فرهنگ فارسی
معیاری برای نمایش تمایل سامانه به چرخش حول یک نقطه
( اسم ) عزم .
عزم در اصطلاح مکانیک
عزم در اصطلاح مکانیک
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
torque (اسم)
طوق، چنبره، طوقه، گشتاور، گشتاوری، نیروی گشتاوری، نیروی پیچشی
فرهنگستان زبان و ادب
{moment} [فیزیک] معیاری برای نمایش تمایل سامانه به چرخش حول یک نقطه
