Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشت کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈaʃt kˈardan/ تلفظ :‌ [g'aSt k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گذشت کردن
  • گشن کردن
  • گفت و گو کردن
  • گات گات کردن
  • گوشت به ناخون کردن
  • هُلِ گُش کردن
  • ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
  • گت گتی کاردن
  • گوشت و گل کاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گشت کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سیر کردن و گردیدن. ( آنندراج ). گشت زدن : که تا این زمان هرچه رفت از نبردبه کام دل ما همی گشت کرد.فردوسی.باده ٔگلگون بده تا سوی گل گشتی کنم یار من چون گل به گلگشت چمن بازآمده است.میر حسن دهلوی ( از آنندراج ).چون ظهوری میکنم گشت جنون زحمت تحصیل حاصل میکنم.ظهوری ( از آنندراج ).|| محو و ناپدید کردن. ( آنندراج ). رجوع به گشت زدن شود....

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ ) (مص ل . ) سیر کردن ، گردیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گردش کردن گردیدن . ۲ - سیر کردن تفرج کردن . ۳ - محو کردن ناپدید کردن .

مترادف و متضاد

tour (فعل)
سیر کردن، سیاحت کردن، گشت کردن، جهانگردی کردن

کلمات مرتبط

  • گذشت کردن
  • گشن کردن
  • گفت و گو کردن
  • گات گات کردن
  • گوشت به ناخون کردن
  • هُلِ گُش کردن
  • ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
  • گت گتی کاردن
  • گوشت و گل کاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات