Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشاد کار

تلفظ بین المللی : /ɡˈoʃɑd kˈɑr/ تلفظ :‌ [g'oSAd k'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گشاده کار
  • گشادکردن و تراشیدن
  • گشاد
  • گشاد دادن
  • گشاد شدن
  • گشاد ایستادن
  • گشاد نشستن
  • گشاد نشینی
  • گشاد کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گشاد کار. [ گ ُ دِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) افتتاح یا انجام کار. ( ناظم الاطباء ) :
گشاد کار مشتاقان از آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشاز پیشانی.
حافظ.

فرهنگ فارسی

افتتاح و انجام کار

کلمات مرتبط

  • گشاده کار
  • گشادکردن و تراشیدن
  • گشاد
  • گشاد دادن
  • گشاد شدن
  • گشاد ایستادن
  • گشاد نشستن
  • گشاد نشینی
  • گشاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات