معانی کلمه : گسستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بریدن.
۲. جدا کردن.
۳. بریده شدن، جدا شدن: ورا خواندند اردوان بزرگ / که از میش بگسست چنگال گرگ (فردوسی: ۶/۱۳۹ ).
۴. (مصدر متعدی ) [قدیمی، مجاز] پراکندن.
۵. (مصدر لازم ) تمام شدن، به پایان رسیدن.
۶. (مصدر لازم ) نابود شدن.
۲. جدا کردن.
۳. بریده شدن، جدا شدن: ورا خواندند اردوان بزرگ / که از میش بگسست چنگال گرگ (فردوسی: ۶/۱۳۹ ).
۴. (مصدر متعدی ) [قدیمی، مجاز] پراکندن.
۵. (مصدر لازم ) تمام شدن، به پایان رسیدن.
۶. (مصدر لازم ) نابود شدن.
فرهنگ معین
(گُ سَ تَ ) [ په . ] (مص ل . ) بریدن ، جدا کردن .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گسستن (به انگلیسی: Breaking Away) فیلمی ۱۰۰ دقیقه ای به کارگردانی پیتر ییتس با بازی دنیس کریستوفر محصول کشور ایالات متحده آمریکا است.
۱۳ ژوئیه ۱۹۷۹ (۱۹۷۹-07-۱۳)
۱۳ ژوئیه ۱۹۷۹ (۱۹۷۹-07-۱۳)
wiki: گسستن
مترادف و متضاد
بریدن، پاره کردن، قطع کردن، گسیختن، ≠ پیوستن
واژه نامه بختیاریکا
اِشکِنادِن؛ گیشگِنیدِن؛ جُل جُل کِردِن؛ گشنیدِن
