Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گسترش

تلفظ بین المللی : /ɡostˈareʃ/ تلفظ :‌ [gost'aReS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • گسترش بسط یابنده
  • گسترش تباین تصویر
  • گسترش جبری
  • گسترش دوراُفت به خط
  • گسترش معنایی
  • گسترش هامشی
  • گسترش پوشش
  • گسترش چلیپایی
  • گسترش کلید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گسترش. [ گ ُت َ رِ ] ( اِمص ) ( از: گستر + ش ، پسوند اسم مصدر ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). عمل ِ گسترده. || ( اِ ) هر چیز را که توان پهن کرد از دام و بساط و فرش و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ). فرش : بارگاهی بدو نمود بلندگسترش های بارگاه پرند.نظامی. || پوشش : ز سنجاب و قاقم ز موی سمورهم از گسترش ها ز کیمال و بور.فردوسی.|| هر چیز را که توان فروچید. ( برهان )( آنندراج )....

فرهنگ عمید

۱. گستردگی، پهن شدگی.
۲. (اسم ) [قدیمی] فرش و هرچیز گستردنی.

فرهنگ معین

(گُ تَ رِ ) (اِمص . ) ۱ - گستردگی ، پهن شدگی . ۲ - فرش ، هر چیز گستردنی . ۳ - رواج ، توسعه ، بسط .

دانشنامه آزاد فارسی

گسترش (موسیقی)(development)(یا: دِوِلوپْمان) در موسیقی ، روند تکاملی ترکیب عناصر ساختاری بسط یابنده و پیش رونده در آهنگ سازی . این اصطلاح خصوصاً به روند تکاملی در بخش مرکزی فرم سونات اشاره دارد، که به دنبال قسمت نمایش سوژه ها می آید، قسمتی که در آن عناصر ساختاری تِماتیک به شکل سوژه ارائه می شوند تا به شیوه های گوناگون گسترش یا بسط یابند، و هارمونی نیز دچار مُدولاسیونهایی پرپیچ وخم تر از قسمت نمایش...

فرهنگ فارسی

← بخش گسترش

گستردگی، پهن شدگی، به معنی فرش وهرچیزگستردنی هم گفته شده۱ - ( اسم ) عمل گستردن . ۲ - پهن شدن و توسع. افراد واحدی در منطق. عمل . ۳ - ( اسم ) آنچه که بتوان بر زمین پهن کرد مانند فرش قالی و غیره : بارگاهی بدو نمود بلند گسترشهای بارگاه پسند . ( نظامی سروری ) توضیح در لغت نامه : گسترشهای بارگاه پرند . ۴ - پوشش جامه : زسنجاب وقاقم زموی سمور هم از گسترشها زکیمال و بور ....

مترادف و متضاد

انبساط، بسط، تعریض، توسعه، سعه، وسعت

extension (اسم)مد، اضافی، بسط، توسعه، کشش، تمدید، گسترش، تعمیم، توسیع، تلفن فرعیspread (اسم)شیوع، وسعت، گسترشpropagation (اسم)ترویج، پخش، انتشار، رواج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، پراکنی، پخش رقم نقلیexpanse (اسم)وسعت، فضا داری، پهنا، گسترش، بسط و توسعه، فضای زیادdeploy (اسم)گسترشdeployment (اسم)تفرقه، گسترش، ارایش قشون، قرارگیری قشون یا نیرو، موضع گیری...

فرهنگستان زبان و ادب

[موسیقی] ← بخش گسترش

کلمات مرتبط

  • گسترش بسط یابنده
  • گسترش تباین تصویر
  • گسترش جبری
  • گسترش دوراُفت به خط
  • گسترش معنایی
  • گسترش هامشی
  • گسترش پوشش
  • گسترش چلیپایی
  • گسترش کلید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات