معانی کلمه : گسترش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گستردگی، پهن شدگی.
۲. (اسم ) [قدیمی] فرش و هرچیز گستردنی.
۲. (اسم ) [قدیمی] فرش و هرچیز گستردنی.
فرهنگ معین
(گُ تَ رِ ) (اِمص . ) ۱ - گستردگی ، پهن شدگی . ۲ - فرش ، هر چیز گستردنی . ۳ - رواج ، توسعه ، بسط .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
← بخش گسترش
مترادف و متضاد
انبساط، بسط، تعریض، توسعه، سعه، وسعت
فرهنگستان زبان و ادب
[موسیقی] ← بخش گسترش
