Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گزک زدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈazak zˈadan/ تلفظ :‌ [g'azak z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گز زدن
  • گزک
  • گِزِک
  • گزک زده
  • گزک بنیشتن
  • گزک بپا
  • گزک هپائن
  • گزک هکاردن
  • گزک دست کسی دادن یا افتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گزک زدن. [ گ َزَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گزک زدن زخم ؛ تشنج و بدی زخم از آب برداشتن ، یا بو بردن. و رجوع به گزک زده شود.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) گزک زدن . تشنج و بدخیمی زخم بر اثر آب برداشتن یا عفونت

کلمات مرتبط

  • گز زدن
  • گزک
  • گِزِک
  • گزک زده
  • گزک بنیشتن
  • گزک بپا
  • گزک هپائن
  • گزک هکاردن
  • گزک دست کسی دادن یا افتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات