معانی کلمه : گزاییدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گزند رساندن.
۲. نیش زدن، گزیدن.
۲. نیش زدن، گزیدن.
فرهنگ معین
(گَ دَ ) (مص م . ) گزیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( گزایید گزا خواهد گزایید بگزای گزاینده گزایانگزاییدهگزایش ) ۱ - گزیدن : آن کس که زپشت سعد سلمان آید گر زهر شود ملک تر نگزاید . ( مسعود سعد ) ۲ - زیان رساندن : و اگر ( شراب ) در فصل خزان پیوسته خورده آید کمتر گزاید لابل که سودمند بود .
