Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گز خوانسار

تلفظ بین المللی : /ɡˈaz xˈɑnsɑr/ تلفظ :‌ [g'az x'AnsAR]
لغت نامه دهخدا
  • گز
  • گز بادامی
  • گز باز
  • گز شاه اصفهانیه
  • گز شاهی
  • گز شایگان
  • گز علفی
  • گز ناسرا
  • گز و پیمان کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گز خوانسار. [ گ َ زِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گزانگبین . این گونه در اطراف اصفهان و در شوره زارهای مردآباد کرج هم یافت میشود و گزانگبین میدهد و آن را طرفا نیز میخوانند.( درختان جنگلی کریم ساعی ص 198 ). از دو گونه گون درنواحی چارمحال و فریدن و خوانسار گرفته میشود. رجوع به گز و جنگل شناسی کریم ساعی ص 33 شود. قسمی من .

کلمات مرتبط

  • گز
  • گز بادامی
  • گز باز
  • گز شاه اصفهانیه
  • گز شاهی
  • گز شایگان
  • گز علفی
  • گز ناسرا
  • گز و پیمان کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات