Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گریه انداختن

تلفظ بین المللی : /ɡˈerjeː andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [g'eRje: and'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • گره بر ابرو انداختن
  • گره به کار انداختن
  • گریه
  • گریه افتادن
  • گریه الود
  • گریه اور
  • گریه دزدیدن
  • گریه زدن
  • گریه زده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گریه انداختن. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه یا به گریه انداختن. گریاندن. گریانیدن :
چو عشق افگند در دل شور مژگان گریه اندازد
جهد هر گه که برقی لاجرم باران شود پیدا.
سنجر کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~ . اَ تَ ) (مص م . ) (عا. ) گریاندن ، گریانیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بگریه وا داشتن . یا به گریه انداختن . گریاندن .

واژه نامه بختیاریکا

چُرنیدِن

کلمات مرتبط

  • گره بر ابرو انداختن
  • گره به کار انداختن
  • گریه
  • گریه افتادن
  • گریه الود
  • گریه اور
  • گریه دزدیدن
  • گریه زدن
  • گریه زده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات