کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریلی | کلماتور
معانی کلمه : گریلی
تلفظ بین المللی :
/ɡarˈili/
تلفظ :
[gaR'ili]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گریلی هوراس
گریلی محله
گریلی 30785
گریلی اسنتر نبراسکا
گریلی ایووا
گریلی جنوبی وایومینگ
گریلی هیل کالیفرنیا
گریلی کانزاس
گریلی کلرادو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گریلی. [ گ ِ ] ( اِخ ) طایفه ای است که در نودهک سکنی دارند. رجوع به ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 214 شود.
فرهنگ عمید
گوشه ای در دستگاه شور.
فرهنگ فارسی
طایفه ایست که در نودهک مازندران سکنی دارند .
( اسم ) قطعه ایست ضربی در دستگاه شور که در پرد. شهناز نواخته میشود و دو ضرب یا چهار ضرب است .
کلمات مرتبط
گریلی هوراس
گریلی محله
گریلی 30785
گریلی اسنتر نبراسکا
گریلی ایووا
گریلی جنوبی وایومینگ
گریلی هیل کالیفرنیا
گریلی کانزاس
گریلی کلرادو
نظرات