کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : گریسته
تلفظ بین المللی :
/ɡerˈisteː/
تلفظ :
[geR'iste:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نا گریسته
گریخته
گریخته خواب
گریستن
نا گریخته
نا گریستن
با صدا گریستن
خون گریستن
کسی که جسته و گریخته میخواند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گریسته. [ گ ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) رجوع به گریستن شود.
فرهنگ عمید
گریه کرده، اشک ریخته.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گریه کرده اشک ریخته .
کلمات مرتبط
نا گریسته
گریخته
گریخته خواب
گریستن
نا گریخته
نا گریستن
با صدا گریستن
خون گریستن
کسی که جسته و گریخته میخواند
نظرات