کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریز-جا-ی | کلماتور
معانی کلمه : گریز جا ی
تلفظ بین المللی :
/ɡˈoriz dʒˈɑj/
تلفظ :
[g'oRiz dZ'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جای خوک یا گراز
گریزجای
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین گریم
جایزه گریس موری هاپر
گریزجا
گریزا
گریزپا
اسب گریزپا
خوش گریزها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گریزجای. [ گ ُ ] ( اِ مرکب ) گریزگاه. جای گریختن. مُراغَم. مَناص. ( منتهی الارب ). مَفَرّ. ( تفلیسی ) :
باز آمدی چو باز سفید از گریزجای
بازآمدی چو شیر سیه در شکارگاه.
سیدحسن غزنوی.
فرهنگ فارسی
( گریز جا ی )
( اسم ) گریز گاه جای گریختن : باز آمدی چو باز سفید از گریز جای باز آمدی چو شیر سیه در شکار گاه . ( سید حسن غزنوی )
کلمات مرتبط
جای خوک یا گراز
گریزجای
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین گریم
جایزه گریس موری هاپر
گریزجا
گریزا
گریزپا
اسب گریزپا
خوش گریزها
نظرات