Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گریال

تلفظ بین المللی : /ɡˌariˈɑl/ تلفظ :‌ [g,aRi'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گریال کاذب
  • گریالقا
  • گرایلی
  • گربال
  • گردآلود
  • گردالود
  • گردالودگی
  • گردالی
  • گریان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گریال. [ گ َرْ ] ( اِ ) تخته ای باشد از هفت جوش که چون زمانی از ساعت بگذرد و گری که پنگان است در آب نشیند چوبی بر آن تخته هفت جوش زنند تا صدایی کند، مردمان دانند که چه مقدار از روز یا شب گذشته است و این در هندوستان متعارف است. ( برهان ) ( آنندراج ). زنگ. ساعت آبی است. ( جهانگیری ). ازهندی «گهریال » با های مختفی و رای هندی. تا کنون نیز در هندوستان رسم است که بر درگاه بزرگان تخته فلزی آویخته است و س...

فرهنگ عمید

تخته ای فلزی که به جای ساعت به کار می رفته و وقتی پیمانه در آب فرو می رفته با میله ای به آن می نواخته اند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تخته ایست از هفت جوش که چون زمانی از ساعت بگذرد و گری که پنگان است در آب نشیند چوبی بر آن تخت. هفت جوش زنند تا صدایی کند مردم دانند که چه مدت از روز یا شب گذشته و این امر هنوز در هندوستان معمول است .

کلمات مرتبط

  • گریال کاذب
  • گریالقا
  • گرایلی
  • گربال
  • گردآلود
  • گردالود
  • گردالودگی
  • گردالی
  • گریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات