کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گروگرد | کلماتور
معنی کلمه : گروگرد
تلفظ بین المللی :
/ɡˈeroɡˌard/
تلفظ :
[g'eRog,aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دشت گروگرد
دژ گروگرد
رَزانه های گوگردی
گردگردی
گروگر
گوگرد
گوگرد احمر
گوگرد بسپاری
گوگرد سرخ
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
گروگرد. [ گ ِ گ ِ ] ( اِخ ) نام شهری بود واقع درساحل جیحون :
بتندی براه اندر آورد روی
بسوی گروگرد شد جنگجوی.
فردوسی.
سپهبد چو لشکر برو گرد شد
از آتش براه گروگرد شد.
فردوسی.
گروگرد بودی نشست تژاو
سواری که بودیش با شیر تاو.
فردوسی.
کلمات مرتبط
دشت گروگرد
دژ گروگرد
رَزانه های گوگردی
گردگردی
گروگر
گوگرد
گوگرد احمر
گوگرد بسپاری
گوگرد سرخ
نظرات