معانی کلمه : گرون
لغت نامه دهخدا
گرون . [ گ ِ رِ وَ ] (اِخ ) ژاک ، طبیب و شاعر فرانسوی متولد در کلرمونت آن بووزی (حدود 1538 - 1575م .). مصنف کمدیها و تراژدیها است .
فرهنگ فارسی
ژاک پزشک و شاعر فرانسوی ( و. کلرمون آن بوزی حدود ۱۵۳۸ - ف. ۱۵۷۵ م . ) که کمدیها و یک تراژدی نوشته است .
گویش مازنی
گریبان یقه
۱گران ۲سنگین
/geron/ گران - سنگین & گریبان یقه
