گروسی. [ گ َرْ رو ] ( اِخ ) ملقب به فاضل ، از نویسندگان و شعرای عهد فتحعلی شاه قاجار است که اندکی از عهد محمدشاه رانیز درک کرده و اصلش از طایفه بایندری ترکمان و مولد او ناحیه گروس از اعمال همدان بوده و از اوست :دل دیوانه کجا بند پذیرد مگرش شکن زلف بتی نام کنم زندان راگرنه از آتش دل خشک شده دیده ترخلق را گفتمی آماده شدن طوفان راشاید ار دیده گریان مرا عذرنهدهر که بیند نظری آن دهن خندان را.و در سال 1...
فرهنگ فارسی
امیر نظام حسنعلی خان بن محمد صادق خان سرتیپ سیاستمدرا ادیب نویسنده و خوشنویس مشهور دوره قاجاریه ( و. بیجار حدود ۱۲۳۶ - ف. کرمان ۱۳۱۷ یا ۱۳۱۸ ه ق. ) درجه سرتیپی فوج گروس بارث از پدرش بوی رسیده بود و در جنگ هرات بفرماندهی حسام السلطنه وی اولین کسی بود که وارد قلعه هرات شد . در مسافرت اول ناصرالدین شاه باروپا بسال ۱۲۹٠ ه ق . با سمت وزارت فوائد عامه جزو ملتزمین بود . گروسی مدتی نیز پیشکار مظفرالدین شا...
دانشنامه عمومی
گَروسی (به کردی: گه ڕووسی) یکی از لهجه های زبان کردی و گویش سورانی است که بیشترین مانندگی (شباهت) را در دسته گویش های کردی میانی (کردی مرکزی) با لهجۀ اردلانی دارد ولی با این حال بعضی مانندگی هایی از نظر دستوری و آوایی با لهجۀ کلهری ازگویش های کردی جنوبی دارد که باعث اختلاف نظر زبان شناسان در قراردادن این لهجه در دسته گویش های سورانی و یا گویش های کردی جنوبی شده است. گویشوران این لهجه در شهر بیجار ...