Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گره گشای

تلفظ بین المللی : /ɡˈereh ɡoʃˈɑje/ تلفظ :‌ [g'eReh goS'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گره گشایی
  • گره گشایی کردن
  • خدا گر ز حکمت بندد دری به رحمت گشاید در دیگری
  • گرهگشا
  • گهرگشای
  • گره
  • گُرّه
  • گره 1
  • گره 2
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گره گشای. [ گ ِ رِه ْ گ ُ ] ( نف مرکب ) گره گشاینده. گره گشا :
در در آن رشته سرگرای بود
که کلیدش گره گشای بود.
نظامی.
تیغ او در مفاصل عدو چون قضا گره گشای. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن
که عهد بر سر زلف گره گشای تو بست.
حافظ.

فرهنگ فارسی

( گره گشا ی ) ( صفت ) ۱ - آنکه گره را باز کند . ۲ - آنکه مشکلات را حل کند آسان کنند. کارها : چو غنچه جمله فروبستگی است کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا میباش . ( حافظ )

کلمات مرتبط

  • گره گشایی
  • گره گشایی کردن
  • خدا گر ز حکمت بندد دری به رحمت گشاید در دیگری
  • گرهگشا
  • گهرگشای
  • گره
  • گُرّه
  • گره 1
  • گره 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات